توجه توجه :هانی عاشق شده
![]()



سی ام اسفند عروسی دایی جونم بود
و یه شب قبل از عروسی مراسم حنابندون عروس داشتیم و اونجا یه اتفاقی افتاد که سابقه نداشت و همه از تعجب فکشون این شکلی افتاد
بخصوص مامانم که فکر میکرد داره خواب میبینه
باورش نشده که من دارم با بچه ای اونم همسن خودم بازی میکنم و نوازشش میکنم 
مامانی خبر نداشت که بچش به دام عشق اسیر شده

اینم منو و صفا خانم 

عشق در یک نگاه که به گوشتون رسیده ولی مطمئنم به چشم ندید بیاید ادامه مطلب تا این عشق رو ببینید 
![]()
![]()



سی ام اسفند عروسی دایی جونم بود
و یه شب قبل از عروسی مراسم حنابندون عروس داشتیم و اونجا یه اتفاقی افتاد که سابقه نداشت و همه از تعجب فکشون این شکلی افتاد
بخصوص مامانم که فکر میکرد داره خواب میبینه
باورش نشده که من دارم با بچه ای اونم همسن خودم بازی میکنم و نوازشش میکنم 
مامانی خبر نداشت که بچش به دام عشق اسیر شده

منو و صفا خانم 

تا صفا صدام میزد قلبم این شکلی میشد 

مامان چرا این شکلی نگام میکنی ؟؟؟
خب ببین اون داره صدام میکنه من چه کنم؟ 

صفا اینقدر خودمونی نشو دیگه
من از خجالت آب شدم

اینجا دارم با صفا خانم قایم باشک بازی میکنم 

صفا جونم عاشقتم تو اولین دختری بودی که من کلی باهات بازی کردم و اصلا از دستم کتک نخوردی 
به قول مامانامون ما دوتا عین هم هستیم و مثل دوتا مار میمونیم کنار هم خوشبخیتم ولی بچه های مردم از دستمون در امان نیستن


![]()



توجه توجه :هانی عاشق شده
